باکوره

باکوره

باکوره، همان نوبرانۀ میوه‌هاست!
می‎خواهم نویسندگی را نوبر کنم ...

۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «فرهنگ خانواده» ثبت شده است

این مطلب در تاریخ 27 مرداد 1394 در سایت تبیان منتشر شد. (+)


چگونگی ارتباط زن و شوهر از جمله مسائلی است که گفتگو در مورد آن لطافت و حساسیت‌های خاصی را می‌طلبد؛ هم احساس مردانگی یا زنانگی بر ما غالب نشود تا از جاده حق خارج نشویم، هم حق مطلب ادا شود و نکته‌ای از قلم جا نماند هم خط قرمز حیا و عفت مراعات شود.

قرآن چگونه می‌گوید؟

قرآن کریم پُر است از مطالبی که شیوه صحیح تعامل مردم با یکدیگر را بیان می‌کند؛ چیزی که امروزه به سبک زندگی[1] شهرت یافته است. مطالبی که روش‌های درست ارتباطی با پدر و مادر، با فرزندان، با مسلمانان، با کافران، با جاهلان و فرومایگان و ... را بیان می‌کند. گاهی هم بحث را به ویژگی‌های شخصیتی کشانده و الگوهای مناسبی به مردم معرفی می‌کند؛ الگوهایی که در صورت دنباله‌روی آن‌ها، دچار خطا و خسران نخواهند شد یقیناً.

گاهی از یک شخص به عنوان الگو یاد می‌کند تا دیگران با نگاه به او قدم بردارند:

لَقَدْ کانَ لَکُمْ فی‏ رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ[2]

اگر شیوه زندگی پیامبر صلی الله علیه واله را نقشه راه زندگی خود قرار دهند، بی‌شک مقصد نهایی‌شان خوشبختی و سعادت خواهد بود.

در برخی آیات نیز

  • ۱ نظر
  • ۱۴ مهر ۹۴ ، ۱۰:۲۶
  • ۲۶۶ نمایش
  • محمد دهقانی زاده

این مطلب در اردیبهشت 1394 در مجله «پیام زن» شماره 278 به چاپ رسید. (+)


اشتغال؛ چاقویی دو لبه!

«یکی از گزینه‌های انرژی سوز در شهرها، خصوصاً کلان‌شهرهایی مانند تهران، طولانی بودن مسیر منزل تا محل کار است. شهروندانی که فاصله منزل تا محل کارشان طولانی است، می‌توانند این فاصله را با جابجایی محل کار یا منزل خود کوتاه کنند تا هم در باز شدن گره ترافیکی خصوصاً در ابتدا و انتهای ساعت کاری مشارکت کنند و هم در کاهش آلودگی هوا و مصرف سوخت سهیم باشند.»

این پیام کلیپی تبلیغاتی بود که چندی پیش از رسانه ملی پخش شد. هدف از پخش این کلیپ، کاهش آلودگی هوای شهرهای بزرگی مانند تهران بود. بعد از افزایش آلودگی‌های هوا و رسیدن به مرز هشدار، مسئولین مربوط پیشنهادهایی را از این طریق برای کاهش آلودگی مطرح کردند. اما اگر سطح آلایندگی‌های جایی غیر از محیط شهری، مثل محیط خانواده، بالا رود چه باید کرد؟

خداوند سبحان، یکی از اهداف دانه درشت تشکیل خانواده را رسیدن به آرامش و سکونت بیان فرموده است:

«وَ مِن آیاتِهِ أَن خَلَقَ لَکُم مِن أَنفُسِکُم أَزواجاً لِتَسکُنُوا إِلَیها؛ (روم/21)

و از آیت‏هاى خداوند (و از نشانگان حکمت او) آن اسـت‏ که براى شمایان از جنس خـودتان، همسرانى آفرید تا نزدشان بیاسـایید.»

هدفی بزرگ، که در صورت دست نیافتن به آن، تشکیل زندگی مشترک زن و شوهری زیر سؤال می‌رود. از این رو باید

  • ۰ نظر
  • ۰۲ مهر ۹۴ ، ۲۰:۱۷
  • ۲۰۲ نمایش
  • محمد دهقانی زاده

این مطلب در تاریخ 24 فروردین 1394 در سایت تبیان منتشر شد. (+)


اختلافشان زیاد نبود، اما همان اندک نیز همچون فلفل، بلای زندگی نوپایشان شده بود. غبار جنجال بر سر امور کوچک و کم اهمیت، فضای زندگی شان را تیره کرده بود. دعوا و بگو مگو کار روزمره شان بود.

یکبار بر سرِ دیدار فامیل، بار دیگر بر سر اینکه با چه کسی به سفر بروند. گاهی بر سر بد گمانی و سوء ظن. برخی اوقات بر سر برنامه تلویزیون و حتی دیدگاه سیاسی. برای علیرضا مزه و طعم غذا اصلا اهمیتی نداشت، اما مدتی بود که به آن هم گیر می‌داد. یک بار به خاطر خوش نمک بودن غذا اوقات تلخی به پا کرد که همسایه ها هم به سر و صدای بلندش اعتراض کردند. هر چیز کوچک و پیش پا افتاده‌ای قدرت ایجاد جرقه برای روشن کردن آتش نبردی بی انتها را داشت.

هرچند مدت زیادی از آغاز زندگی شان نگذشته بود اما یک خاطره زیبا هم برای هم نیافریدند که با یاد آن دلگرم شوند و زندگی را شیرین کنند. حسابی به چهره زندگی جوانشان پنجه افکنده و چهره آن را زشت و بدمنظر کرده بودند.

کلافگی و سردرگمی گریبان هر دو را گرفته بود؛ هم کفر یکدیگر را در آورده بودند، هم نمی توانستند از کارهایشان دست بر دارند. شاید نمی‌دانستند درد از کجاست. شاید هم درمان را نیاموخته بودند. هرچه بود، تحمل آن وضع برایشان ناگوار و رنج آور بود.

به پیشنهاد یک دوست، مشاوری آگاه را برگزیدند و برای مشکل گشایی از زندگی شان به او مراجعه کردند.

  • ۰ نظر
  • ۳۱ تیر ۹۴ ، ۰۰:۵۹
  • ۱۴۹ نمایش
  • محمد دهقانی زاده

این مطلب در تاریخ 4 بهمن 1393 در سایت تبیان با عنوان «حراج فرزند برای خرید خانه!» منتشر شد. (+)


از ابتدا تکلیف را مشخص کنید؛ یا رومی رومی، یا زنگی زنگی. این که رومی زنگی را برگزینید کار نتیجه نمی‌دهد.

ـ همسران در طلب فرزند دست به دعا برمی‌دارند، ختم قرآن می‌گیرند، کربلا و مشهد می‌روند و به هر زائری التماس دعا می‌گویند، از هیچ دارو و دکتری چشم نمی‌پوشند و هر پیشنهادی را برای یک‌بار هم که شده امتحان می‌کنند. آن‌ها تنها و تنها آرزویشان، شنیدن صدای یک کودک شیرین از درون خانه‌شان است.

همت‌ها و تلاش‌ها که به بار می‌نشیند و ثمر می‌دهد، خوشحال از عنایت خدا زبان به شکر پروردگار گشوده و ولیمه و شیرینی و قربانی را فراموش نمی‌کنند. اما ... چند صباحی که از لذت‌ها و شیرینی‌ها گذشت به دنبال یک مهدکودک، پرستار یا هرجایی برای نگهداری از آن نو گل شیرین می‌گردند؛ شاید برای آن‌ها ایجاد مزاحمت می‌کند و مانع کسب و کارشان شده و در زندگی اختلال ایجاد می‌کند! البته کسب شخصیت اجتماعی و دانستن زبان خارجی و ... بهانه‌های خوبی است برای آرام کردن وجدانشان.

ـ باز همت‌ها به کار گرفته می‌شود و مرد نه یک نوبت، که در چند نوبت به کار و فعالیت و کسب درآمد مشغول می‌شود. همه توان خود را به کار می‌گیرد تا خانواده‌اش در رفاه کامل ـ البته مادی ـ باشند. از صبح علی‌الطلوع از خانه بیرون می‌رود و شب‌هنگام که به منزل می‌آید چهره ناز کودکش که به خواب رفته را تماشا می‌کند و پیشانی او را می‌بوسد و برایش آرزوی خیر می‌کند.

زن نیز برای اینکه از همسرش عقب نیفتد، می‌کوشد تا یک موقعیت شغلی در یک اداره و سازمان به دست آورد تا برای رفاه آن کودک شیرین که در آغوش پرستار یا مربی مهد بزرگ می‌شود کاری کرده باشد کارستان! همه همّ و غمّش را صرف انجام درست کارش می‌کند تا آن حقوق هرچند ناچیز را با طیب خاطر به پرورش دهنده فرزندش بدهد.

ـ اوضاع زندگی بهتر می‌شود و جنب‌وجوش‌های شبانه‌روزی نتیجه می‌دهد. خانه، هرچند از صبح تا شب کسی در آن نیست، اما

  • ۲ نظر
  • ۱۱ بهمن ۹۳ ، ۱۰:۲۱
  • ۳۷۹ نمایش
  • محمد دهقانی زاده

صدای هق‌هق فضای خانه را پر کرده بود. غیر از آن دو، کس دیگری در خانه نبود. برای همین بود که صدایشان را پایین نمی‌آوردند و به‌راحتی در آغوش هم گریه می‌کردند. عشق و محبت و دوستی در میان این دو حسابی گُر گرفته بود.

زن و شوهر بودند؛ آقای کرامتی و همسرش. پانزده سال بود که در زیر سقف زندگی مشترکشان روی خوش ندیده بودند. بگومگو حداقل چیزی بود که زندگی‌شان بود. گاه دعوا به‌قدری بالا می‌گرفت که فرزندانشان وحشت می‌کردند. محبت بین آن دو خشکیده بود.

اما حالا؛ با این اشک‌هایی که می‌ریختند، کدورت‌ها را می‌شستند. همسر آقای کرامتی از ماجرا خبر نداشت و علت گریه را نمی‌دانست اما تحت تأثیر شوهرش قرار گرفته بود. البته تغییر رفتار شوهرش در او تأثیر گذاشته بود. برای همین او هم دیگر دعوا و کَل‌کَل نمی‌کرد. اما هیچ‌گاه نفهمید که شوهرش چرا، چگونه و کی عوض شده بود.

چند شب قبل، آقای کرامتی که برای مدتی به کوهستان رفته بود، در هنگام مطالعه به مطلبی برخورد در توضیح یک روایت؛ «مجادله را رها کن هرچند حق با تو باشد» بعد از خواندن این مطالب و قدری تفکر و تأمل، حالش دگرگون شد. او تصمیمش را گرفت؛ تصمیم گرفت تا از طرف او دعوایی شروع نشود و اگر از طرف همسرش مجادله‌ای آغاز شد، او وارد میدان نشود و آن را ادامه ندهد.

آقای کرامتی موفق شد. هرچند نه با همسرش در مورد این کتاب صحبت کرد و نه او را نصیحت کرد و نه اخطار و تذکری داد. تنها خودش تغییر کرد. همین.

...................................................

برگرفته از کتاب نبرد بی‌برنده حاج آقا

  • ۰ نظر
  • ۰۶ بهمن ۹۳ ، ۱۸:۳۳
  • ۲۵۷ نمایش
  • محمد دهقانی زاده

این مطلب در تاریخ 30 آذر 1393 در سایت تبیان با عنوان «درگوشی مردانه به زنان امروز» منتشر شد. (+)


مرد وقتی از محل کار برمی‌گردد باید همه مشکلات کسب و کارش را پشت در خانه بگذارد و آن‌ها را با خود به داخل خانه‌اش نیاورد. مشکلات کار، هیچ ارتباطی با اهل منزل ندارند.

این جمله، یک نصیحتی بود که پدران به فرزندان تازه‌داماد خود می‌کنند. گاهی برخی بزرگ‌ترها نیز مردان فامیل را از این نصیحت بی‌بهره نگذاشته و آن‌ها را به جدا کردن اهل منزل از مسائل و مشکلات کار بیرون از خانه توصیه می‌کنند؛ اما موضوع ما نه درباره مردان است و نه کار آن‌ها.

یکی از دغدغه‌های امروز بانوان، اشتغال و کسب درآمد به صورت مستقل، داشتن دفترچه بیمه! و ایستادن روی پای خودشان است؛ حتی اگر ازدواج کرده باشند نیز تکیه بر شوهر را روا ندانسته و به دنبال جدا کردن جیب خود از همسر هستند. البته گاهی تأمین نیاز مالی خانواده نیز از انگیزه‌های اشتغال بانوان می‌شود. برخی نیز اصرار بر حضور در مشارکت‌های اجتماعی بیرون منزل دارند و آن را مهم‌ترین حق پایمال‌شده بانوان می‌دانند. از این رو همت والای خود را در راه تحقق این هدف مهم مصرف می‌کنند. اینکه این آرزوها و اهداف، درست است یا نادرست، این هم موضوع ما نیست.

  • ۲ نظر
  • ۱۲ دی ۹۳ ، ۱۶:۵۲
  • ۳۱۴ نمایش
  • محمد دهقانی زاده
فرهنگ خانواده
اهمیت خانواده در جامعه ما بر کسی پوشیده نیست. هم در دین، هم در قانون و هم در آداب و فرهنگ، بر تشکیل و تحکیم آن و رعایت جایگاه و حرمتش تأکید شده است. بر ماست تا برای استحکام بنیانهای خانواده، آسیب شناسی و آفت زدایی آن و ارج نهادن منزلتش بکوشیم.
خانواده، شامل پدربزرگ، مادربزرگ، پدر، مادر و فرزندان است. اداره صحیح روابط بین اعضا، فرهنگی ویژه و دانایی و توانایی خاصی می‌طلبد. این مدیریت باید بگونه‌ای صورت گیرد تا هم روابط را تقویت کند و هم آسیب‌های موجود را زدوده و مانع بروز آسیبهای دیگر شود. در این بین، اهمیت آگاهی افراد از نقش و وظایفی که در دایره خانواده بر عهده دارند و اهمیت آشنایی با آداب و سلوکی که اهداف یاد شده را برآورد و اهمیت فرهنگی که بر روابط اعضای خانواده باید حاکم باشد روشن می‌شود.
کتاب‌ها، مقاله‌ها، همایش‌ها سخنرانی‌ها و فیلم‌هایی که سعی در تبیین چگونگی روابط اعضای خانواده دارند، نتوانسته‌اند آن گونه که باید از عهده آن برآیند. هر یک، گوشه‌ای از آن را بر عهده گرفته و به برخی روابط پرداخته و از سهم سایرین غافل شده است.
استاد علی اکبر مظاهری، از اساتید و مشاورین بنام حوزه علمیه قم، که عمری را در مطالعه و مشاوره در امور خانواده گذرانده است، با توجه به همه این مطالب، اثری جدید در این زمینه پدید آورده است.
این کتاب؛ فرهنگ خانواده؛ که از قضا میلادش با سالی که نیمی از شعار آن فرهنگی است، مقارن شده است، سعی دارد به همه روابط ارکان خانواده بپردازد و آداب و فرهنگی که باید بر این روابط جاری باشد را بیان کند؛ هم در روابط همسران، هم در روابط با پدربزرگ و مادربزرگ و هم در روابط با فرزندان و حقوقشان. هرچند به همه روابط پرداخته است، اما سهم همسران را به دلیل اهمیت بیشتر، افزوده است.
این کتاب که بزرگ‌ترین اثر نگارنده آن به شمار آمده و حاصل یک عمر مطالعه و فعالیت علمی و مشاوره‌ای ایشان است، مانند یک دائرةالمعارف، به طرح موضوعاتی که لازمه فرهنگ حاکم بر خانواده است پرداخته و بایدها و نبایدها، و آسیب‌ها و آفت‌های زندگی خانوادگی را بر می‌شمرد. نویسنده علاوه بر این که از شیوه‌های اجرای بایدها و نبایدها و راهکارهای مبارزه با آفت‌ها و آسیب‌ها غافل نشده، نکته‌های کلیدی را در قالب حکایت‌هایی واقعی که از تجربه‌های مشاوره‌ای ایشان است، برای خوانندگان می‌نمایاند. ضمن این که همین حکایات، می‌تواند دلیلی مستند بر توصیه‌ها و راهنمایی‌های نویسنده باشد.
این کتاب در سه بخش سامان یافته است:
بخش اول به بیان مهارت‌ها و ضرورت‌های زندگی خانواده پرداخته و از اموری که فرد باید در زندگی خانوادگی خویش به آن‌ها اهمیت دهد و بر اجرای آن‌ها بکوشد یاد می‌کند.
بخش دوم به آسیب شناسی و آفت زدایی اختصاص یافته است. اموری که هر شخصی باید نسبت به ایجاد آن‌ها در خانواده خویش بیمناک بوده و از آن دوری گزیند و اگر خدای ناکرده در دام آن امور گرفتار شده، رهایی جوید.
بخش سوم نیز با عنوان دوران کمال، به بررسی برخی مسائل دوران کهنسالی و بازنشستگی پرداخته و نکاتی را برای موی‌سپیدان خانواده مطرح می‌کند.
این کتاب نیز مانند اثر پیشین استاد، توسط انتشارات نورالزهراء سلام الله علیها قم منتشر شده است.

  • ۵ نظر
  • ۲۹ فروردين ۹۳ ، ۲۲:۴۶
  • ۹۲۲ نمایش
  • محمد دهقانی زاده