باکوره

باکوره

باکوره، همان نوبرانۀ میوه‌هاست!
می‎خواهم نویسندگی را نوبر کنم ...

ارزانی به شرط چاقو

شنبه, ۲۶ بهمن ۱۳۹۲، ۰۷:۱۵ ب.ظ

از آشنایان بود. با این که همیشه شادمان و خنده رو بود اما اکنون غیر از این می‌نمود. از غرق شدن کشتی‌ها هم گذشته بود. نمی‌دانستیم که در برابر سؤالمان چه واکنشی نشان نمی‌دهد. برای همین کسی از او در این مورد چیزی نپرسید.

جمعمان جمع بود و از هر دری سخنی مطرح می‌شد. بعد از زیر و رو کردن سیاست و فرهنگ و مدیریت کشور و استان و شهر، بحث به ارزان شدن قیمت زمین کشیده شد. عده‌ای ماجراهایی را که در مورد شکست دیگران یا فروش به موقع و در امان ماندن از کاهش سرمایه شنیده بودند نقل می‌کردند. عده‌ای هم مزایای این ارزانی را بر می‌شمردند. تا اینکه دوست ما نیز لب به سخن گشود؛ سخنی متفاوت. او از این ارزانی گله‌مند بود.

مدتی قبل که قیمت‌ها سیر صعودی را طی می‌کردند این دوست ما قطعه زمینی در اطراف شهر می‌خرد. امید دوست ما به بالارفتن قیمت زمین شهر، خصوصا منطقه‌ای که ملک او در آن قرار داشت بود. این امر ادامه یافت تا این که قیمت زمین در سراشیبی سقوط، ترمز برید و در محدوده قیمت سال قبل توقف کرد. این ارزانی، امید دوست ما را به گله‌مندی و ناخشنودی بدل کرده بود. همین امر موجب رنجش او شده بود و شادمانی را از او گرفته بود.

هرچند در این جمع آشنایان از گرانی در برخی کالاها شکایاتی مطرح شد و همین دوست ما نیز از جمله آن‌ها بود، اما ارزانی زمین تنها شکایت او را برانگیخت! ارزانی هرچند در اقلام مختلف خواسته همه حتی دوست ما هم بود، اما ارزان شدن زمین، برای او قصه‌ای غمبار بود.
***
منفعت طلبی در ما انسان‌ها امر مثبتی است که باعث فعالیت و تلاش می‌شود. اما آیا نباید برای آن مرزی مشخص کرد؟

  • ۹۲/۱۱/۲۶
  • ۲۶۸ نمایش
  • محمد دهقانی زاده

گرانی

زمین

انسان

منفعت طلبی

خاطره

نظرات (۳)

  • علی اکبر مظاهری
  • آری، مرزها باریکند.
    راستی، ما وعده شما در باره مقاله تان را فراموش نمی کنیم؛ زندگی با طعم خوش.
    پاسخ:
    سپاس از شما.
    بابت آن هم چشم، به شرطی که نقدش کنید و عیبهایش را به من بنمایید ...

    جالب بود!

    غم و تاسف این دوست گرا می مان به جا بوده چون سامان زندگی اقتصادی اش در تلاطم قرار گرفته. اما  اگر بجای اینکه ما با گردش روزگار خود را بسازیم انتظار داشته باشیم زمین و زمان بر وفق مراد ما باشد و به بهای مصالح ما حتی دیگران متضرر شوند حرف دیگری است....

    پاسخ:
    شما درست می‌فرمایید، اما به نظرم  نباید سامان زندگی را بر این امور گذاشت. اگر این شکست در یک امر اقتصادی که مفعش هم برای ایشان بود و هم سایرین، واقعا جای کمک و دلسوزی داشت، اما اقتصادی که هیچ منفعتی برای جامعه ندارد بلکه گاهی مزاحمت هم ایجاد می‌کند ...؟!
    جای شکر است که هنوز هم هستند انسان هایی که ملی نگرند و دلسوز . 
    متاسفانه در کشور ما منفعت طلبی شخصی جایی برای منفعت جمعی و ملی باقی نگذاشته است...  اوضاع بی برنامه جامعه یمان و این اختلاس های زنجیره ای و میلیاردی هم ناشی از آن است...

    پاسخ:
    متأسفانه درست است، اینکه به فکر نان شب خودمان باشیم به هر قیمتی، خیلی رنج آور است.
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی